پریشان گویی های یک دلِ تنگ...

این منِ گم شده در پیرهنم...

خبرت هست؟

کسی اینجا رو میخونه آیا؟

پس چرا کسی کامنت نمیذاره برام؟

۳ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
جناب دچار
۲۸ فروردين ۱۵:۱۰
چون کد امنیتی داره خب :))
بردارید تا بذارن

پاسخ :

خب با کد امنیتی هم میشه نظر گذاشت دیگه؟
لوسی می
۲۸ فروردين ۱۹:۳۳
من که کامنت گذاشتم که!

پاسخ :

بله لوسی می جونم...شما که همیشه لطف دارین به من:)
اما فقط شما و یکی دو نفر دیگه هستین فقط:(
صـــا لــحـــه
۰۱ ارديبهشت ۰۸:۳۲
بیخیال... بنویس.... کامنت کیلویی چند؟

پاسخ :

اره خب:)))
واقعا کامنت کیلویی چند:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
بسم الله الرحمن الرحیم...
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ »
{بقره/138}

در قنوتم ز خدا عقل طلب میکردم...
عشق اما خبر از گوشه ی محراب گرفت...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان