پریشان گویی های یک دلِ تنگ...

این منِ گم شده در پیرهنم...

محکومم به همه گناه های عالم...

تو بوی خاک باران خورده ای و من نمی دانم که چرا هزار سال است که باران نمی بارد...بیایید کاسه هایمان را رو به آسمان بگیریم که همه ی این ها سزای اعمال من است...

همه ی این ها سزای اعمال من است...همه ی این نیامدن ها،همه ی این ایستادن ها و زل زدن به انتهای جاده ها،تقصیر من است...

من همه ی اشک های منتظران را مدیونم...

من مدیون همه ی گل های نرگسم...مدیون همه ی جمعه های ملتهب...

مرا ببخش...همه ی خاکستری ها تقصیر من است...همه ی دلتنگی های غروبانه...

من مدیون همه ی منتظرانی هستم که جمعه ها فانوس به دست روبه روی دریا مینشینند...من مدیون همه ی فانوس ها هستم...

مرا ببخشایید همه ی بیقرارهای عالم...مرا ببخشایید یاس های سجاده ها...بنفشه های باغچه ها...

همه ی چشم به راهانی که آدینه ها گریه می کنید...همه ی این ها سزای اعمال من است...

راستی کی بهار می شود؟

۵ نظر ۶ موافق ۱ مخالف
سایه نویس
۱۸ مرداد ۱۸:۵۸
چه قشنگ...

پاسخ :

قشنگ خوندید عزیزم:)
بانو ...
۱۸ مرداد ۱۹:۵۴
ان شاءالله به زودی 

پاسخ :

ان شاالله عزیزم:)
حوا ...
۱۹ مرداد ۰۳:۱۰
یه روزی که هم دوره هم نزدیک

پاسخ :

کاش خیلی خیلی نزدیک باشه...
لیلی بانو
۲۱ مرداد ۱۷:۳۴
خوشا بهاری که در راه است...

پاسخ :

خوشا....
عینکی عینکی
۲۲ مرداد ۱۱:۴۰
دیگه واقعا نیاز حس میشه... دنیا خیلی جای بدی شده

پاسخ :

بله واقعا:(
خیلی خیلی:(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
بسم الله الرحمن الرحیم...
«...وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ»
«او با شماست،هر کجا که باشید...»
{حدید/4}


"در غلغله ی جمعی و تنها شده ای باز"
"آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان