پریشان گویی های یک دلِ تنگ...

این منِ گم شده در پیرهنم...

من که ملول گشتمی...

اگر تو همه ی این کوچه های باران خورده را قدم زده ای...من همه ی این خیابان ها ی خیس خورده را دویده ام...

اگر تو قطره قطره غم شدی در تنهایی شب هایت...من واژه واژه،" تو " شدم در غربت هوایت....

اگر تو روزنه ای شدی در آفتاب طلای صلاۀ ظهر زمستان...من همه نور شدم در تاریکی گرگ و میش صبح های بهار...

بیا...بیا این فاصله ها را بردار...بیا سر به سجاده ی عطر گل یاس بگذار و برای وصال دعا کن...وصال من با تو...وصال تو با من...بیا...همه ی این نبودن ها را بردار...همه ی این نشدن ها را ببر...بگذار بین من و تو فقط یک نفس فاصله باشد...

و من...اینجا...روی بلند ترین نقطه ی دنیا می ایستم و چادرم را به دست نسیم میدهم و همچنان که دست هایم را حایل پیشانی کرده ام ،از دور برای بهم رسیدنمان ذکر "یا حبیب" میگویم...

۱۹ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

دیوانه می شوم شبی...

تو...تو با آن حس های رویایی ات...با آبی نیلگون چشم های دریایی ات...وقتی در نیمه شب خنک تابستانی بر جانم می نشینی...

وقتی در سکوت وهم انگیزی که با صدای جیرجیرکان خسته درهم آمیخته،چشم به چشمان به رنگ شبم می دوزی...

ستاره می شوم...ماه می شوم...من برایت رویایی از این شب می شوم...

۶ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

مرد رویاها...

چمران:من مرد زندگی نیستم...

پروانه:یعنی چه؟

چمران:من یک تکلیفی تو این عالم دارم که فکر می کنم برای انجام اون تکلیف به دنیا اومدم.نگاه نکن به دکترای فیزیک پلاسما،نگاه نکن به حقوق ماهی چند هزار دلار،نگاه نکن به پیشنهادهای وسوسه برانگیز شرکت های بزرگ آمریکایی...من به زودی همه ی اینها رو باید بزارم و برم.

پروانه:کجا بری؟

چمران:به دنبال انجام اون تکلیف.

پروانه:یعنی انجام اون تکلیف با دوست داشتن،با عشق ورزیدن و با زندگی کردن منافات داره؟

چمران:با دوست داشتن و عشق ورزیدن نه؛برای اینکه ایتها مقولات آسمانی اند.ولی با زندگی کردن چرا.با هر تعلقی که پای آدم رو به زمین بند کنه چرا.

بخشی از کتاب دوست داشتنی مرد رویاها به قلم سید مهدی شجاعی.کتابی 525صفحه ای  که در قالب فیلم نامه درباره ی بخشی از زندگی دکتر چمران  نوشته شده.قلم خوب شجاعی و قالب جذاب فیلم‌نامه کتاب رو خوندنی تر کرده.

من خیلی کتاب رو دوست داشتم و دوباره بیشتر و بیشتر مجذوب شخصیت عجیب دکتر چمران شدم.شخصیتی متعالی که در اون جسم از روح دستور میگیره و هیچ تعلق دنیایی در روح بزرگ این مرد وجود نداره.مردی  با مجموعه ای از شخصیت های متضاد...مرد  رویاها...

+خدای چمران پشت و پناهتان...

۴ نظر ۵ موافق ۰ مخالف
درباره من
بسم الله الرحمن الرحیم...
{وَمَا هَـٰذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ ۚ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ}
{ این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست و زندگی واقعی سرای آخرت است ، اگر می دانستند...}
"عنکبوت/64"

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان